خرید بک لینک
دوستنامه عشق بازي وجواني وشراب لعل فام ×× × مجلس انس وحريف همدم وشرب مدام سلام ماهم ایروزا هم میگذره .خوب میگذره امیدوارم ک خوب باشی ماه قشنگم بعضی پستا رو ذخیره کردم پاک نکردم.میخوندم دلم میگرفت...نمیدونم شاید دعام میکنی...چن روز پیش بعد خیلی سال.رفتم دانشکاه همون کوچه ای ک خونم بود.رفتم دم درش نشستم.گوشیمو باز کردم...کلی باهات حرف زدم.... .نا خوداگاه گفتم جیگریییی...و صدای جان دلم رو هم شنیدم.رفتم دانشگاه...کلاس ها رو چرخیدم.... .الهی دورت بگردم حس داشتم... .کارام رو به راه خد ا

برچسب: نویسنده: آدرین رستمی تاريخ: چهارشنبه 25 شهريور 1405 ساعت: 21:15

دوستنامه عشق بازي وجواني وشراب لعل فام ×× × مجلس انس وحريف همدم وشرب مدام ماه مانو.... و اما عشق .ک باتوشناختمش ..دوست داشتن که فقط تو لایق بودی و هستی... هیچ چیز ب اندازه دوست داشتنت لذت بخش نیست...کاش میشد قلبم را نشانت دهم.. ک یادت ارامش میکند.جوانش میکند..،حتی لبخند میزند قلبم وقتی دوستت دارم... ماه قشنگم. تو نجوای اهنگ شعر های لیلی و مجنون بودی برایم... هرکس از عشق میگوید گاهی لبخند میزنم و در دلم میگویم ک هیچ کس ب اندازه من عاشقی نکرده،معشوقی ب زیبای من معشوقم نداشته.خنده ای

برچسب: نویسنده: آدرین رستمی تاريخ: چهارشنبه 25 شهريور 1405 ساعت: 21:15

ماه من قلبم،، عزیزِ جان...اگر بودی....و آن لحظه،دیگر نه پرونده‌ای در کار است،نه دادگاهی، نه حکمی،که تنها یک آغوشِ بی‌پایان کار،و یک نگاهِ پر از روز بعد. ❤️ ---و اگر خدا،در میانِ این همه کاغذ و قانون،یک پسرِ خوشکل به ما می‌داد،اسمش را نه از رویِ ماده‌ای،که از رویِ غزلی که با هم خواندیم،برمی‌گزیدیم.و اولین کلمه‌ای که یاد می‌گرفت،نه «بابا» یا «مامان»،که «عشق» بود. ☕️---عزیز جان...پرونده‌ها بسته می‌شوند،دادگاه‌ها تمام می‌شوند،اما آن پسر،اگر بیاید،می‌آید تا ادامه‌ی همان غزلی باشد،که من،با همان خودکا

برچسب: نویسنده: آدرین رستمی تاريخ: چهارشنبه 25 شهريور 1405 ساعت: 21:15

صفحه بندی